آشیانی از حریر - آبان 1386

دلتنگی

۵ شنبه میرم خونه اما نمی دونم چرا ...

دلم هوای بغل مامانی مو کرده ...

دلم می خواد بچه بشم و آروم تو آغوشش بخوابم .




نشد که طعم بوسه از لباتو حس کنم ...



خدایا

زندگی یه رنگ دیگه شده .

اینم یکی از همون چیزاییه که خدا خواست .

یکی از دوستام می گه هیچکس لیاقت دوست داشتن رو نداره .

نمی دونم شاید راست می گه .

زیبای منم که گذاشت رفت . زیبا جونم دیگه نمیای وبلاگم؟

دیگه اس ام اس نمیدی بهم ؟

دیگه زنگ نمی زنی؟

منم که می زنم جواب نمیدی ؟

خب نگفتی خانمیت تنها میشه ؟

زیبا جونم آرزوم بود امسال بیام مشهد و ببینمت ولی ...

نمی دونم شایدم از دستم ناراحتی . ولی اگه یه روز دوباره اومدی وبلاگم

قدمت روی چشم .

 



دوستت دارم خدا

امروز حالم خیلی خوبه .

چون خونه هستم . هیچ چیز بهتر از آغوش گرم خونواده نیست .

خدایا من خیلی خوشبختم .

خدایا شکرت .


منبع کدهای آهنگ وبلاگ کلیک کنید<

منبع کدهای آهنگ وبلاگ کلیک کنید<