آشیانی از حریر - شهریور 1386

دلم خیلی گرفته ....

خیلی دلم گرفته . اونقدر که دلم می خواد بشینم و بلند و بلند گریه کنم .

 

دلم برای روزهایی تنگه که بچه بودم . واقعا که دنیای بچه ها خیلی قشنگه!

 

بچه ها بازی می کنن ، با هم می خندن ، چقدر پاک و معصومانه !

 

دنیای بچه ها نهایت طراوت و شادیه . دلم تنگه برای روزهایی که

 

شاید بزرگترین غممون این بود که فلان عروسک رو می خواستیم

 

اما بابایی نگرفت . اما حالا وسعت غممون اینقدر زیاد شده که حتی

 

نمیشه تصورش رو کرد . دلم بدجور هوس پاکی کودکانه ای رو کرده

 

که وقتی از شکم مادرم متولد شدم داشتم .

 

اون موقع انگار زندگی قشنگی دیگه ای داشت .

 

گاهی احساس می کنم پدر و مادرم بیش از اونچه که باید برام زحمت

 

می کشن و متاسفانه من گاهی شاید با یه جمله ی در نظر خودم کوچک

 

اونا رو از خودم می رنجونم در حالیکه شاید این جمله ی کوچک

 

در نظر اونا خیلی بزرگ باشه . و اونها حتی شاید تو کمتر از یه ساعت

 

رنجش رو فراموش می کنن و دوباره با همون مهربونی بی پایان

 

مادرانه و پدرانه به سراغ ما میان . واقعا پدر و مادر نعمتهای بزرگی

 

هستن که خیلی از ما قدرشون رو نمی دونیم .

 

هیچ وقت فراموش نمی کنم که چه شبها مادرم بالای سرم بیدار بود .

 

پدرم برای اینکه من طعم سختی رو نکشم چه جوری از جون خودش

 

مایه گذاشت . اونا چقدر خوبن و من چقدر بد !

 

خدایا ازت عاجزانه خواهش می کنم به من نیرویی بده که حداقل بتونم

 

قسمت کوچکی از محبتهای اونها رو جبران کنم .

 

گاهی وقتی به چهره ی مامانم نگاه می کنم اشک توی چشمام جمع میشه

 

چقدر مهربون !

 

مثل همین امروز صبح زود وقتی با صدای مهربونش برای سحری

 

بیدارم کرد ، یه آن دلم خواست با همه ی وجودم بغلش کنم و بگم

 

که چقدر دوسش دارم .

 

خدایا هیچ وقت این پدر و مادر خوب رو از من نگیر .

 

خدایا دلم می خواد برگردم به کودکی !



تقدیم به تو به خاطر تموم مهربونیات

امروز عشقم پیشم بود . چقدر زیبا بود اما خیلی حیف که زود تموم شد .

گلم هر روز که می گذره بیشتر عاشقت میشم .

همیشه گل من بمون . عاشقانه دوستت دارم .

 



از پیشم نرو دلتنگت میشم بمون !

محبوب من !

 

از تو می نویسم چرا که نوشتن از تو به روح و جان من آرامش می دهد .

 

یاد تو و وجود زیبایت مرهمی است بر دلتنگی های من !

 

دلتنگی هایی که از جنس یک نیاز است ؛ نیاز به بودن تو ، دیدن تو ،

 

داشتن تو !

 

لمس دستهای مهربان و عاشق تو آرزوی بزرگ من است که هر لحظه

 

هزار بار آن را از خدای بزرگ آرزومندم .

 

زیباترین حس زندگیم روزی در من متولد شد که  عشق تو را با همه ی

 

وجود در لحظه لحظه ی زندگیم حس کردم و آنچنان شوقی وصف ناشدنی

 

در من پدیدار شد که گویی تولدی دیگر یافتم .

 

من با یاد تو زندگی می کنم ، من تو را در تمامی لحظات زندگیم حس می

 

کنم . بودنت آرامشی را برای من به ارمغان می آورد که مرا مست و از

 

خود بی خود می کند .

 

آه … چقدر زیباست این زیستن ! زیستن برای تو ، با تو و در کنار تو !

 

فرشته ی زندگی من !

 

چون پرستو های عاشق با من بمان ؛

 

بمان که بوددنت به من شوق زیستن می دهد !

 

بمان که تنها بهانه ام برای زندگی تو هستی !

 

بمان که بار دیگر عشق را در قلب پاک تو احساس کنم !

 

بمان تا هر لحظه عشق خالصانه ام را هزاران بار در لحظه تقدیم وجود

 

پاک و بی آلایش تو کنم !

 

و باز هم مثل همیشه دوستت خواهم داشت …


منبع کدهای آهنگ وبلاگ کلیک کنید<

منبع کدهای آهنگ وبلاگ کلیک کنید<