سلام و چند تا نقطه چین به احترام تموم روزهایی که منتظرت شدم اما نیومدی !
امروزم داره تموم میشه و من هنوز منتظر تو هستم .
تموم خواب و خیال من شده غصه ی چشمای مهربون تو .
هر روز که از خواب بیدار میشم با خودم می گم امروز دیگه میای و غصه هام تموم
میشه اما ... مثل همیشه فقط انتظار بیهوده !
حسرتم موند تو دلم که فقط یک بار بهت بگم که دلم چقدر برات تنگ شده و تو بگی
دیگه از پیشم نمیری تا من دلتنگت نشم .
ولی یکی نیست بگه آخه اصلا میای تا نخوای دیگه بری ...
" باور تلخ نبودنت تاوان کدامین گناه بود
که من باید پس بدهم ؟! "
دیشب به اندازه ی تموم ستاره ها دلم برات تنگ بود خلوت قشنگی بود بین من و
تنهایی هامو یه دنیا اشکی که فقط به خاطر تو چکید !
این دفعه علاوه بر اینکه تو نبودی دیگه مامانم نبود که بگه چرا گریه می کنی و چرا
چشماتو خراب می کنی ؛ آخه مامان نمی دونه که تنهایی چقدر بده ! نمی دونه
که وقتی عاشقی یعنی چی ...
" شیار گونه هایم را اشکی نوازش داد
و من از تو جدا ماندم ؛
ای کاش می مردم ! "
آرزوی دلم اینه که فقط یه بار وقتی دلم می گیره و اشکام امون نمی ده کنارم باشی
و تو آغوش گرم و امن تو گریه کنم ، دلم می خواد تو آرومم کنی ؛ دلم می خواد با
حرفات به آرامش بدی !!!!!!!!!!
می دونم ...
تموم لحظه هام رنگ انتظار تو رو گرفته ؛
رنگ تلخ جدایی ؛
دلتنگی ؛
حسرت ...
که هر کدومش یه غصه ی مفصل داره ...
فقط می خوام ازت خواهش کنم به حرفام گوش بدی ...
اینکه می خوام باشی توقع زیادی نیست ! سهم من از بودن تو فقط یه حس عجیبه
سهم من از بودن تو فقط دلتنگیه ، دلتنگی و دلتنگی و دلتنگی !
من فقط می خوام باشی به خدا دیگه هیچی نمی خوام ...
" می روی و من فقط نگاه می کنم
تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم !
بی تو یک عمر برای گریستن دارم اما برای تماشای تو
همین یک لحظه باقیست … "
یه چیز دیگه :
نیاز من به تو یه نیاز ساده نیست !!
می فهمی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟