آشیانی از حریر - خرداد 1386

مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره ؟

اینقدر که فکر کردم دیوونه شدم . چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخه چرا من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا تو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگه من چی کرده بودم که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخه این دنیا دیگه مثل تو نداره ! من چی کار کنم ؟

چی کار کنم که بری از یادم ؟

برای خودم خیلی دلم می سوزه ُ دلم می سوزه که اینقدر ساده

تموم زندگیمو از دست دادم . دلم می سوزه که به چیزهایی که

ارزششو نداشت نگران شدم ...غصه خوردم ...گریه کردم ...

شکستم ... سوختم ... هستیمو ...

اما هیچکی تو نشد ...

هیچکی من نشد ... هیچکی ما نشد ...

 

 



خیلی وقته که تنهام !

چقدر دلم برای لحظاتی تنگ است که ساده از آن گذشتم !

تو رفتی و من تموم عمر تنها شدم . می دونی چی به سر زدنگیم اومده ؟

اگه بشنوی گریه ات می گیره !

بغض تو گلوی من از درد دلم نیست از اینکه که نمی تونم به هیچکی بگمش !

هق هق من از اینه که توی آسمون یه دونه ستاره ام ندارم که حرفامو بشنوه !

غصه ی تلخ زندگیم همیشه توی ذهنمه کاش می تونستم بهت بگم که چی

به سر زندگیم اومده !




بی ستاره ام و زرد

با طعم معطر پاییز که حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است !



بوسه ای از تو

بیا تا با بوسه ات از زانوی خراشیده تا قلب شکسته ام درمان شود .



سلام

سلام . خوبین همه ؟

روز ۵ شنبه بعد از دو ماه تموم دوری از خونه میرم پیش مامان اینا .

تا ۵ شنبه بشه لحظه ها برام اندازه ی یه دنیا می گذره .

خیلی خوشحالم که دوباره میرم خونه . دلم برای تک تک افراد خونه

تنگ شده . الهی قربون همشون برم .

ولی متاسفانه این سری که برم داداش گلمو نمی بینم اخه رفته کیش

فعلا هم بر نمی گرده ! من خیلی ناراحت شدم از این موضوع !


منبع کدهای آهنگ وبلاگ کلیک کنید<

منبع کدهای آهنگ وبلاگ کلیک کنید<