آشیانی از حریر
آشیانی از حریر

تقدیم به همسر عزیزم فرشاد که با اومدنش بهترین روزها رو برام به ارمغان آورد .



موسیقی افزایش قدرت ذهن موسیقی افزایش قدرت ذهن
بسیار مؤثر در افزایش سطح نبوغ آگاهی و قدرت ذهن
معافیت از خدمت سربازی
هم کار یاد بگیرید، هم حقوق بگیرید و هم از خدمت سربازی معاف شوید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

دلم آغوش بی دغدغه می خواهد مادر ... 

روزت مبارک مامانی

یکشنبه 24 خرداد ماه سال 1388 توسط ثریا |

روز مادر یعنی بهانه ی بوسیدن خستگی ...

 

 

 

 

هستی من دار و ندارم تویی مونس شبای تارم

غمگین و سرده خونه ی قلبم اگه نباشی هیچی ندارم

مادر خوبم همه چیزم الهه ی ناز خدا

قربون اون اشکای نازت که می ریزن وقت دعا

شاید الان دست به دعایی و تو سجاده ی نماز تو قلب خدایی

.

.

.

اونقدر دلت پاکه کل عرش زیر پاته

ببین بهشت فرش قرمز راهته

.

.

.

نمی خوام که بی تو باشه دیگه سقف روی سرم

می خوای بری و خراب شه اون سقف روی سرم

حتی فرشته هام می خوان که بگیرنت ازم

ولی بهشون بگو مامان که مزاحمت نشن

.

.

.

می ریزی تو خودت وقتی بدی مو می بینی

نمیاری حتی به روم  کنارم می شینی

نوازش توئه فقط بهم آرامشو می ده

دلم جز تو کجا این همه آرامشو دیده ؟

مامان ببین من هنوزم همون کوچولوام

که اون لباسای گشاد الان برام کوچولوان !

سلام دوستای گلم . دیگه طاقت نداشتم تا روز مادر صبر کنم . پیشاپیش

روز مادر رو به مامان گلم ، مامان فرشاد و همه ی مامانی گل و مهربون

دنیا تبریک میگم . ایشالا که سایه شون 120 سال بالای سر بچه هاشون

باشه .

مامانی به خدا عاشقتم .

کاش می تونستم فقط یه ذره از شکیبایی مامانم داشته باشم .

کاش می تونستم فقط یه ذره از پاکی و ایمان مامانو داشته باشم .

خوشحالم که یه دخترم و می تونم یه روز مامان بشم .

واقعا زیباست !

راستی به اونایی هم که تا چند وقت دیگه مامان میشن تبریک می گم

مخصوصا صبا جونم !

مامان کوچولوها روزتون مبارک !

جمعه 22 خرداد ماه سال 1388 توسط ثریا | 1 نظر

دنیای وارونه اینو خوب می دونه من دیوونه تو رو دوست دارم

امشب قراره برم خونه خاله ام اخه زنگ زده بود شاکی بود که نمیای اینجا  

اما اصلا حوصله ندارم ! یه قسمت مهم از درسم مونده  

یک شنبه ۲۴ باید برگردم خوابگاه  

فرشاد توقع داره از شب قبلش برم اونجا یعنی خودمم دوست دارم پیشش  

باشم ولی استرس امتحانا نمیزاره آرامش داشته باشم اخه این ترم خیلی 

حساسه ! 

خدایا چی کار کنم ؟ اعصابم ریخته بهم هم  

از طرفیم فکر رفتنو دلتنگی فرشاد چی کار کنم؟ 

  

 

فرشاد عزیزم دلم واست همیشه تنگه حتی لحظه هایی که پیشتم  

چون دوست ندارم تموم بشن و از پیشم بری حتی یه لحظه ! 

بوس بوس

سه شنبه 19 خرداد ماه سال 1388 توسط ثریا | 2 نظر

می خوام تن قشنگتو تو بغلم بگیرم ...

 

 

 

دلم می خواد سرمو بزارم رو شونه ی فرشاد و گریه کنم . 

همین جوری دلم گرفته ! 

 

عصری با هم بریم برام مانتو و شلوار بخریم اما من اصلا خوشحال نیستم ! 

 

چرا؟  

 

استرس امتحانا هم که دیگه هیچی ! 

امتحان اولم خیلی سخته همیشه با امتحان اول مشکل دارم چون خونه ام  

و نمی تونم بخونم .  

 

دلم برات تنگ شده فرشاد خوبم . 

دوستت دارم زیاد .

یکشنبه 17 خرداد ماه سال 1388 توسط ثریا | 3 نظر

عزیز دلم این روزا دلم عجیب دلتنگی تو می کنه !

شنبه 16 خرداد ماه سال 1388 توسط ثریا | 1 نظر

هیچی بی انصافی تر از این نیست که باید تابستونم تبریز باشم  

چون بیمارستان باشیم .  

خداییییییییییییییییییییاااااااااااااا

دوشنبه 11 خرداد ماه سال 1388 توسط ثریا | 2 نظر

همراهی ام کن !

همراهی ام کن ، وقتی که تو همراهم هستی ستاره ها نیز

به من غبطه می خورند

و سراب زندگی به آیینه ای شفاف از حضور تو مبدل می شود .

همراهی ام کن

مگذار در این جاده تاریک و بی انتها

تنها و بدون تو گام بردارم .

بگذار درخشش وجودت مشعل راهم باشد ...

فرشاد عزیزم همسر مهربونم دوستت دارم .

دو سه روزی میشه اومدم خونه اونم بعد از یه ماه !

از دفعه ی پیش که برگشتم یک ماه می گذره . تو این یه ماه اصلا فرصت نکردم بیام نت .

دو هفته بود که خوابگاه بودم که فرشاد عزیزم برای تولدم دو روز اودم پیشم خیلی خوش

گذشت واقعا دلم براش تنگ شده بود ولی وقتی می خواست برگرده کلی گریه کردم !

دوباره دو هفته گذشت و دیگه طیق معمول آخر هر ترم سه هفته زودتر از تقویم دانشگاهی

کلاسها رو تعطیل کردیم تازه دو روزم از سه هفته بیشتر استادا از دستمون عاصی شدن

یکی از استادامون که از ترم دو باهاش درس برداشتیم می گفت خدا رو شکر اخرین ترمه و

از دست این کاراتون راحت میشم ! بیچاره !

آموزش هم که دیگه هیچی شانس اوردیم حذف نشدیم آخه دفعه اولمون نیست که !

یه بار اواسط ترم سه به خاطر تعطیلی دسته جمعی کلاسمون می خواستن 6 واحد حذف کنن

کلی استادا پادرمیونی کردن !

این روزام واسه خودش جالبه ! کلی درس دارم که باید دوباره بخونم چون هیچی یادم نیست !

این ترم یه کم عقب افتادم از درس ولی به داشتن گلی مثل فرشاد می ارزید !

یکشنبه 10 خرداد ماه سال 1388 توسط ثریا | 2 نظر

با امروز ۴ روزه که برای فرجه ها اومدم خونه .  

هیچی درس نخوندنم هنوز دلمم برای فرشاد تنگ شده ! 

خدایا چی کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یکشنبه 10 خرداد ماه سال 1388 توسط ثریا | 2 نظر

 

 

دیشب اومدم خونه فرشاد اومد دنبالم  

خیلی از دیدنش خوشحال شدم  

خدایا شکرت  

فرشادم خیلی دوست دارم .

جمعه 4 اردیبهشت ماه سال 1388 توسط ثریا | 6 نظر

5 میرم خونمون .

میرم پیش فرشاد

وای خیلی خوشحالم ! 

 

می خوام یه هفته از کلاسام بزنم تا برم پیش فرشاد  

البته کلاسامم خیلی مهم نیست  

شنبه ها که استاد فوریتمون با آموزش دعوا کرده و تشریف نمیاره  

بقیه ی استادها هم که باهامون رفیقن ! 

 

امروز رفتم آرایشگاه . 

 

فرشاد جیگیلی دلش واست پر میزنه !

دوشنبه 31 فروردین ماه سال 1388 توسط ثریا |



فرشاد بهم میگه جیگیلی ما عاشق هم هستیم . روز ۲۳ آبان ۸۷ با هم آشنا شدیم و الان چند وقتی هست نامزد کردیم ... من عاشق شوهرم هستم و همیشه برای سلامتیش دعا می کنم .
#

عاشقانه های دلم
سخنی با دوستان
لحظه های ناب من و تو
غمای دل تنهام

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
شوخی
سبزینه
همیدل
حرفایی از سر دل
عشق نفرین شده
عشقولانه
محیا
اینجا هیچکس تنها نیست
موفقیت
مهرنوش
دانسته های یک پرستار
majidhdry
MJH
همین جا
صبا و پرهام
شایان بهترین هدیه خدا
مجله زن روز
عشق پنهان
دوزخ عشق
بیماریهای زنان زایمان و نازایی و سلامت در جامعه
آرینوس
همیشه غایب
عشق بازی آسمون
قالب وبلاگ

RSS 2.0
تعداد بازدیدکنندگان : 28195

Designed By ParsTheme

تبیلغات رایگان